مرتضى راوندى

163

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ادوار حيات فكرى و اجتماعى ايران و جهان اسلامى است . در اين دوره ، چنان كه گفتيم ، دانشمند و پزشك عاليقدر ايران زكريّاى رازى ، مادى و منطقى فكر مىكرد و اهل مشاهده و تجربه بود و با آزمايشگاه و قرع و انبيق سروكار داشت و با افكار غيرعلمى و انديشه‌هاى خرافى به سختى مبارزه مىكرد و كتابى به‌نام مخاريق الانبياء به رشته تحرير كشيد . حلاج با اين نابغهء بزرگ آشنايى و گفتگو داشت و به كمك او با فلسفهء يونان و انديشه‌هاى مادى آن دوران آشنا شد . سياست و روش جسورانهء حلّاج حلاج با سران قرامط كه جمعيتى انقلابى ، مادى و مردم‌گرا بودند ، آمد و رفت داشت - حلاج مىگفت اهدم الكعبه ، يعنى خانه كعبه را ويران كن . ولى قرمطيان كه با حلاج همفكر و همداستان بودند به حرف قناعت نكردند ، بلكه در اين راه پيش قدم شدند و در سال 294 هجرى به مكّه حمله كردند و مراسم حج را تعطيل و اشياء و اموال درون كعبه را مصادره كردند . ابن خراز مىگويد : . . . يكى از قرمطيان سوار بر اسب خود ، وارد خانه خدا شد و بر مردمى كه در آنجا براى انجام مناسك حج گرد آمده بودند ندا داد كه : « اى خران شما اين خانه سنگى را سجده مىكنيد و گرد آن مىچرخيد و به اكرام و احترامش هلهله مىكنيد ، بر ديوارهايش چهره مىساييد و فقيهان شما كه مقتدايان و رهبران شما هستند ، چيزى بهتر از اين به شما نمىآموزند . . . براى محو اين خرافات جز اين شمشير باقى نمانده است . » « 1 » غير از قرمطيان كه با حلاج همداستان بودند ، گردانندگان شورش زنگيان ( قيام صاحب الزنج ) نيز با حلاج مربوط بودند . حلاج غير از فعاليتهاى سياسى به مطالعات علمى و عملى نيز دلبستگى داشت . و پس از بررسى و مطالعه در كتب و آثار گوناگون به نشر آثار و افكار خود پرداخت . بيهوده نيست كه شيخ عطار او را شير بيشهء تحقيق ناميده است . حلاج از جمله ، چند رساله در سياست و وزارت نوشت و چند جلد از آن را به دوست نزديك خود حسين بن حمدان اهدا كرده بود . روزبهان بقلى مىنويسد : « از چاكوس كردى شنيدم كه حسين بن منصور هزار تأليف كرده بيشترين در بغداد

--> ( 1 ) . كامل ، ابن اثير ص 65 ، و نيز آثار الباقيه ، ص 277 . ( به نقل از حلاج ، تأليف على مير فطروس ، ص 183 . )